تبليغاتX
نظریات نوین قرآنی

نظریات نوین قرآنی

پاسخ به شبهات

پاسخ به شبهات قرآنی

 

۱ــ بال فرشتگان                                    ۱۰ ــ حجاب

۲ــ تعدد زوجات                                       ۱۱ ــ آیات خشونت زا

۳ــ قطع دست سارق                               ۱۲ ــ آیه 4 سوره مبارکه ابراهیم

۴ــ برتری بنی اسرائیل                             ۱۳ ــ دابه الارض

۵ ــ مکر خدا                                           ۱۴ ــ آیه 223 سوره مبارکه بقره

۶ ــ سنگسار                                          ۱۵ ــ خرافه

۷ ــ جن                                                 ۱۶ ــ آیه 34 سوره مبارکه نسا

۸ ــ برده داری                                         ۱۷ ــ سلیمان و مورچه ها

۹ ــ هدایت و ضلالت                             ۱۸- جنسیت جنین ۱۹- شهادت دو زن و یک مرد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرام  | 

1- بال فرشتگان

شبهه: وجود فرشتگاني با 2 يا 3 يا 4 بال!! (سوره 35 آيه 1)

الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلَائِكةِ رُسُلًا أُولِي أَجْنِحَةٍ مَّثْنَي وَ ثُلَاثَ وَ رُبَاعَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاء إِنَّ اللَّهَ عَلَي كلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ

سپاس خدا را آفريننده آسمانها و زمين گرداننده فرشتگان فرستادگاني دارندگان بالهائي دو و سه‏ و چهارتا، بيفزايد در آفرينش آنچه خواهد، همانا خدا است بر همه چيز توانا.

پاسخ: كلمه جناح به مفهوم گستره پوشش يا نوعي ابزار بمنظورگستردن و تحت پوشش قرار دادن است و به بال پرندگان نيزاز آنجهت كه جوجه‌هاي خويش را در محدوده بالهاي خود تحت پوشش ميگيرند جناح ميگويند. لذا برابر آيه فوق ملائكه 2 يا 3 يا 4 مورد از امورات محوله را تحت كنترل خويش دارند.

چنانچه با نگاه به آيات زير انسانها نيز داراي جناح هستند.

وَاخْفِضْ جَنَاحَك لِمَنِ اتَّبَعَك مِنَ الْمُؤْمِنِين . سوره الشعراء آیه 215

و بال خود را براي مؤمنانيكه پيرويت ميكنند بگستران

َاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا كمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا . سوره الاسراء آیه 24

و براي آنان (پدر و مادر) بال فروتني را از مهر بگستران و بگو پروردگارا رحم كن بر آنان چنانكه مرا در كودكي پروريدند.

بطور كلي ذهنيت عموم از موضوع ملائكه تصوراتي ناصحيح وعوامانه است و با آنچه كه در قرآن كريم (با نگرش دقيق) در مورد آنها ميخوانيم بكلي متفاوت ميباشد.

جهت تحقيق بيشتر -> سوره حجر آيه 88 سوره طه آيه22 سوره قصص آيه 32

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرام 

2- تعدد زوجات

شبهه: آيا موضوع تعدد زوجات و اختيار كردن همسران متعدد مورد تاكيد و توصيه قرآن مجيد است؟

پاسخ: موضوع چند همسري يا تعدد زوجات در قرآن كريم موضوعي دقيق و مستلزم توجه خاص ميباشد. شكي نيست كه از ديدگاه قرآن كريم اصل بر تك همسري است و اختيار كردن همسران متعدد مطلقا به عنوان عملي صواب و نيكو مورد توصيه و سفارش خداوند نبوده است.

به اين آيه كريمه توجه كنيد

مَّا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِّن قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ....(احزاب ۴)

خداوند در درون ۱ مرد ۲ قلب قرار نداده است....

و نيز بديهيست كه از ديدگاه قرآن تعدد زوجات (فقط در شرايط خاص) و قطعا منوط به برقراري عدالت هست...

توجه كنيد

...فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً...(نساء ۳)

...و اگر ميترسيد كه نتوانيد عدالت برقرار كنيد پس تنها يك همسر اختيار كنيد....

برابر اين آيه كريمه حتي ترس از ناتواني بر قراري عدالت موجب انصراف از ارتكاب اين عمل خواهد بود.

حال به اين آيه كريمه توجه كنيد....

وَلَن تَسْتَطِيعُواْ أَن تَعْدِلُواْ بَيْنَ النِّسَاء وَلَوْ حَرَصْتُمْ....(نساء ۱۲۹)

و نخواهيد توانست بين زنان عدالت برقرار كنيد هر چند كه به اين كار تمايل شديد داشته باشيد...

لذا با توجه به آيات فوق ميتوان گفت تعدد زوجات ( بر خلاف تصورات عوام و توجيهات ناصحيح و جاهلانه رايج) امري صواب و خداپسندانه و نيكو و يا موافق طبيعت انساني نيست. و خداوند نيز هيچگونه تاكيد و توصيه‌اي به آن نفرموده است بلكه تنها اشاره‌اي كوتاه و گذرا و به نحوي مبهم به آن نموده است. لذا ميتوان گفت موضوع تعدد زوجات از ديدگاه قرآن تنها به عنوان يك تبصره براي شرايط استثنايي و خاص مطرح ميباشد و مومنين از ارتكاب چنين عمل غير منصفانه و غم انگيز (مگر در موارد خاص و بسيار ضروري) خودداري كرده و موجبات حسرت و ندامت خود را فراهم نخواهند كرد. انشاء الله


+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرام 

3- قطع دست سارق

شبهه: آيا قطع دست افراد به جرم دزدي حكمي غير انساني نا عادلانه و غير قابل قبول نيست؟

وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُواْ أَيْدِيَهُمَا جَزَاء بِمَا كسَبَا نَكالاً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكيمٌ (سوره مباركه مائده آيه 38)

دستهاي مرد دزد و زن دزد را ببريد، كيفري بدانچه خود فراهم كردند، شكنجه‏اي از نزد خدا و خدا عزّتمند حكيم است.

پاسخ: يقينا اهل قرآن تصديق خواهند كرد كه موضوع جداسازي دست از اندام بندگان خدا به جرم سرقت با روح لطافت و رحمانيت و رافت خداوند مهربان كه در سراسر قرآن كريم بوضوح آشكار و محسوس ميباشد مطلقا سازگار نيست. و شايد به دليل ملاحظة همين ناسازگاری آشكار بوده است كه برخی از متفکرین اسلامی، با عنوان كردن شرايط بسيار، عملا اجراي چنين حكمي را غير ممكن نموده‌اند.

اما در اين پژوهش با نگاهي 2 باره به قرآن كريم و تامل دقيق در آياتي كه موضوع (قطع يد) در آن عنوان شده است، بوضوح در ميابيم كه معناي قطع يد در قرآن صرفا ايجاد بريدگي بر روي دست دزدان ميباشد و نه جدا كردن دست آنها.

توجه داشته باشيم كه نمونه عملي والگوي اجرا شده (قطع يد) در قرآن كريم كه خداوند در واقع نحوه اجراي قطع دست دزدان را نيز در اين آيه به ما مي‌آموزد، نحوه قطع يد زنان مصري پس از رويت جمال زيباي يوسف (سلام الله) در آيات 31 و 50 سوره مباركه يوسف است.

دقت فرماييد:

فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَكرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَيْهِنَّ وَأَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّكأً وَآتَتْ كلَّ وَاحِدَةٍ مِّنْهُنَّ سِكينًا وَقَالَتِ اخْرُجْ عَلَيْهِنَّ فَلَمَّا رَأَيْنَهُ أَكبَرْنَهُ وَقَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ وَقُلْنَ حَاشَ لِلّهِ مَا هَـذَا بَشَرًا إِنْ هَـذَا إِلاَّ مَلَك كرِيمٌ

پس هنگامي كه آن زن مكرآنان را شنيد پي ايشان فرستاد و براي هر يك بالشي فراهم كرد و به هركدام از ايشان كاردي داد و گفت بر ايشان برون آي پس آنگاه كه او را بديدند بزرگش شمردند و دستهاي خويش را بريدند و گفتند به خدا هرگز اين بشري نباشد او بجز يك فرشته گرامي نيست.

چنانچه ملاحظه ميكنيم بدون هيچگونه شك و ترديد زنان مصري با ديدن آن جمال زيبا دستان خود را از بدنشان جدا نكرده‌اند، بلكه تنها دستان خود را بريده‌اند.

حال با توجه به اين آيه كريمه، بايد از آناني كه قطع يد سارق را به مفهوم انفصال و جداسازي كامل دست از اندام دزدان دانسته‌اند پرسيد چگونه و بر اساس كدامين استدلال علمي و قرآنيست كه (قطع يد) در اين آيه به معناي برش دست و در آيه ديگر به معناي جدا سازي كامل دست از اندام بندگان خدا ميباشد؟

بعلاوه با تامل در ديگر آيات مربوطه در قرآن كريم نيز بوضوح در ميابيم كه مفهوم قطع دست و پا از ديدگاه قرآن كريم چيزي بجز همان ايجاد بريدگي نيست و موضوع جدا كردن كامل دست و پا مورد نظر خداوند رحمان نبوده است.

مثلا تهديد به قطع دست و پاي ساحران توسط فرعون نيز به معناي ايجاد بريدگي بوده است.

توجه فرماييد.

لأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكمْ وَأَرْجُلَكم مِّنْ خِلاَفٍ ثُمَّ لأُصَلِّبَنَّكمْ أَجْمَعِينَ (سوره مباركه اعراف ايه 24)

همانا دستها و پاهاي شما را از خلاف هم ميبرّم وسپس همه تان را به صليب ميكشم

چنانچه ميبينيم در تهديد فرعون ابتدا سخن از قطع يكدست و پا و سپس به صليب كشيدن آنهاست.

حال ميدانيم كه اولا لازمه به صليب كشيدن افراد بند كردن هر 2 دست آنها به صليب ميباشد و ديگر اينكه چنانچه قطع به معناي جداسازي دست و پاي آنها مي‌بود در اين صورت بايد بپذيريم كه فرعون ميبايست جسد آنان را به صليب ميكشيده چرا كه يقينا ساحران پس از جداشدن دست و پايشان مي‌مردند و به صليب كشيدن جنازه ساحران آنهم با يكدست بكلي مغاير با معنا و مفهوم به صليب كشي است. لذا ميبينيم كه اين آيه نيز به روشني تاييديست بر مطلب فوق.

و ديگر اينكه با تامل در آيه 33 سوره مباركه مائده نيز بوضوح در ميابيم منظور از قطع دست و پاي كافران حربي در آوردگاه نبرد نيز بيانگر مفهومي بجز ايجاد بريدگي بر دست و پاي آنان نبوده است.

إِنَّمَا جَزَاء الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُواْ أَوْ يُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ يُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ ذَلِك لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ

با تامل در اين آيه كريمه نيز در ميابيم مفهوم قطع يد از ديدگاه قرآن همان ايجاد بريدگيست. چرا كه بديهيست نتيجه عمل مجاهدي كه در آوردگاه نبرد از چپ و راست بر دست و پاي كافرين محارب شمشير ميكشد نيز چيزي به جز همان ايجاد بريدگي نخواهد بود و يقينا او بطور طبيعي در آن بحبوحه جنگ خونين و بي امان فرصت جداسازي كامل دست و پاي دشمنان محارب را نخواهد داشت.

لازم به ذكر است كه در اين تحقيق آياتي كه صرفا موضوع (قطع يد) در آن عنوان شده است، با هدف يادگيري نحوه و چگونگي آن بررسي شده است و معنا يابي كلمه (قطع) بتنهايي هيچگونه كمكي به تبيين موضوع مورد بحث نخواهد كرد.

به اين آيه توجه فرماييد:

لاَ يَزَالُ بُنْيَانُهُمُ الَّذِي بَنَوْاْ رِيبَةً فِي قُلُوبِهِمْ إِلاَّ أَن تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكيمٌ (سوره مباركه توبه آيه ۱۱۰(

آن بنايي كه بنيان كردند همواره مايه شك در دلهايشان است مگر آنکه دلهايشان قطع شود) پاره پاره شود) و خدا داناي حكيم‏ است.

لذا چنانچه مي‌بينيم كلمه (قطع) به تنهايي در بر دارنده مفاهيم گسترده، عميق و گوناگونيست.

يا مثلا در بعضي آيات كريمه كلمه قطع در مقابل كلمه وصل آمده است (سوره مباركه بقره آيه 27 و رعد 25). اما توجه داشته باشيم كه بسياري از موارد مانند قطع رحم و... پس از قطع نيز دوباره قابل وصل خواهند بود هر چند قطع در اينگونه آيات به معناي نوعي جداسازي باشد.

نكته مهم ديگر اينكه همين مقدار مجازات براي سارق هم در واقع جز تهديدي بمنظور جلوگيري از وقوع اين جرم(مگر براي سارق حرفه‌اي اصلاح نا پذير) نيست به آيه بعدي توجه كنيد

فَمَن تَابَ مِن بَعْدِ ظُلْمِهِ وَأَصْلَحَ فَإِنَّ اللّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ

ولي آن كس كه توبه كند پس از ستمگريش و شايستگي گزيند بپذيرد خدا توبه او را و خدا است آمرزنده مهربان

در آيه 38 ميبينيم كه اين دستور از جانب شخص خداوند است(نَكالاً مِّنَ اللّهِ) و در آيه بعد خداوند ازاجراي اين حكم (در صورت توبه و اصلاح) صرف نظر ميكند(فَإِنَّ اللّهَ يَتُوبُ عَلَيْه) لذا اينكه گفته شده موضوع بخشش مربوط به روز قيامت است و حاكم شرع موظف به اجراي حكم هست نيز منتفي ميباشد.


+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرام 

4 - برتري بني اسراييل

شبهه: موضوع "برتري بني اسرائيل" بر جهانيان در قرآن

يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكرُواْ نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكمْ وَأَنِّي فَضَّلْتُكمْ عَلَي الْعَالَمِينَ (سوره مباركه بقره آيات 47 و 122)

اي بني‏اسرائيل ياد آريد نعمت مرا كه به شما دادم و آنكه شما را بر جهانيان فضيلت دادم.

پاسخ: بطور خلاصه كلمه (برتري) ترجمه مناسبي براي كلمه (فضيلت) نيست.

چنانچه ميدانيم كلمه (برتري) تداعيگر مفاهيمي مانند سرتر بودن- بالا‌تر بودن - سروري - استيلا - احاطه و نظاير اينهاست...

حال آنكه كلمه فضل به معناي فزوني يا ويژگي است.

برابر آياتي از قرآن كريم خداوند به بني اسرائيل (نوعي ويژگي خاص) يا نوعي از (دارايي) عطا فرموده است. كه به ساير عالميان آن نوع ويژگي خاص (يا دارايي) را عطا نفرموده است.

نكته مهم اينكه داشتن هر نوع ويژگي يا (ويژگي خاص) مطلقا به مفهوم داشتن هر نوع برتري يا (امتياز خاص) نيست. لذا هيچگونه احترامات خاص يا حقوق خاص را نيز ايجاب نخواهد كرد.

اما اينكه آن ويژگي كدامست؟ با توجه به آيات فوق و نيز آيات 20 و 21 سوره مباركه مائده بنظر ميرسد اين ويژگي ناشي از نعمتي منحصر به فرد است كه خداوند به آنها ارزاني داشته بوده است.

وَإِذْ قَالَ مُوسَي لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ اذْكرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكمْ إِذْ جَعَلَ فِيكمْ أَنبِيَاء وَجَعَلَكم مُّلُوكا وَآتَاكم مَّا لَمْ يُؤْتِ أَحَدًا مِّن الْعَالَمِينَ (۲۰ ) يَا قَوْمِ ادْخُلُوا الأَرْضَ المُقَدَّسَةَ الَّتِي كتَبَ اللّهُ لَكمْ وَلاَ تَرْتَدُّوا عَلَي أَدْبَارِكمْ فَتَنقَلِبُوا خَاسِرِينَ (۲۱)

و هنگامي كه موسي به قوم خود گفت اي قوم من نعمت خدا را بر شما به ياد آريد هنگامي كه در شما پيمبراني قرار داد و شما را ملوك گردانيد و به شما آنچه را كه به كسي از جهانيان نداد ارزاني داشت ‏ (20) اي قوم من به سرزمين مقدسي كه خدا براي شما نوشت در آئيد وبر پشتهاي خود برنگرديد تا زيانكاران‏ بازگرديد (21)

نكته: بديهيست هر گونه فضيلت به دست خداوند خالق قادر متعال بوده و آنرا به هر كس كه خود بخواهد اعطا ميكند لذا هر گونه رشك يا چون و چراي بندگان كاري ناصواب خواهد بود.

...أَنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ (سوره مباركه حديد آيه 29)

...فضل در دست خداست‏ به هر كس بخواهد آن را ميدهد، و خدا داراي فضل بسيار است‏.

وَلاَ تَتَمَنَّوْاْ مَا فَضَّلَ اللّهُ بِهِ بَعْضَكمْ عَلَي بَعْضٍ.... (سوره نساء آيه 32)

و آنچه را خداوند به آن‏، بعضي از شما را بر بعضي ديگر فضيلت داده آرزو مكنيد...

بِئْسَمَا اشْتَرَوْاْ بِهِ أَنفُسَهُمْ أَن يَكفُرُواْ بِمَا أنَزَلَ اللّهُ بَغْياً أَن يُنَزِّلُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ عَلَي مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ فَبَآؤُواْ بِغَضَبٍ عَلَي غَضَبٍ وَلِلْكافِرِينَ عَذَابٌ مُّهِينٌ (سوره مباركه بقره آيه 90)

خود را به چه بد بهايي فروختند كه به آنچه خدا نازل كرده بود از سر رشك كافر شدند، كه چرا خداوند از فضل خويش بر هر كس از بندگانش كه بخواهد فرو مي‏فرستد؟ پس به خشمي بر خشم ديگر گرفتار آمدند. و براي كافران عذابي خفت آور است‏.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرام 

5- مكر خدا

شبهه : درقرآن میخوانیم که خدا مکار است !!

 پاسخ : مکر در معنا به مفهوم ترسیم و اجرای هر گونه نقشه گام به گام و پنهانی برای رسیدن به هدفی خاص است  و چنانچه بکار گیری این شیوه با اهداف پلید و ظالمانه باشد به آن ( مکر سیئ ) یا مکر زشت گفته شده است .  ( لذا واژه مکر به تنهایی در بردارنده مفاهیم زشت و نکوهیده نیست . )

 

اسْتِكْبَارًا فِي الْأَرْضِ وَ مَكْرَ السَّيِّئِ وَلَا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ...(سوره فاطر آیه 43 )

 برترى‏جستنى در زمين و مکر زشت و فرود نيايد مکر زشت جز به اهلش

 

برابرآنچه که در آیات مربوطه میخوانیم  خداوند خود بهترین بکار گیرنده این نوع شیوه در برابر مکر ظالمین است و خداوند در برابر مکاران ظالم و ستمگر  متقابلا این شیوه را که متناسب با رفتار خود آنهاست بکار میگیرد:

 وَمَكَرُواْ وَمَكَرَ اللّهُ وَاللّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ ( سوره آل عمران آیه 54 )

و مكر كردند و مكر كرد خدا و خدا است بهترين مكركنندگان

 

همچنین بکار گیری این روش  از ناحیه مکاران بدلیل ماهیت پنهانی اش از دید خداوند پنهان نیست و مامورین خداوند از ابتدای شکل گیری آن ( در ذهن ) تا انتها به ثبت و کتابت آن میپردازند :

 

 وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً مِّن بَعْدِ ضَرَّاء مَسَّتْهُمْ إِذَا لَهُم مَّكْرٌ فِي آيَاتِنَا قُلِ اللّهُ أَسْرَعُ مَكْرًا إِنَّ رُسُلَنَا يَكْتُبُونَ مَا تَمْكُرُونَ ( سوره یونس آیه 21 )

و هرگاه چشانيم مردم را رحمتى پس از سختى كه بدانان رسيده ناگهان ايشان را است مکری در آيتهاى ما بگو مکر خدا سریع تر است همانا فرستادگان ما مى‏نويسند آنچه رامکر كنيد

 

         *************

 شبهه دیگری درهمین رابطه  : چنانچه خدا توانایی برخورد علنی و مستقیم و قهر آمیز با مکاران را دارد  توسل متقابل او به این شیوه ( مکر) در برابر آنها چه توجیهی دارد ؟!

 پاسخ : شکی نيست خدای قادر متعال بدون بکار گیری شیوه مکر نیز توانايی هر گونه برخورد علنی و قهر آمیزبا مکاران بد اندیش  ستمگر را دارد . به این آیه توجه کنید :

 آيا ايمن شدند آنان كه مكر كردند بديها را كه فرو بردشان زمين يا بيايدشان عذاب از جائى كه نمى‏دانند؟ ( سوره نحل آيه ۴۵ )

 در هر صورت  بکارگیری شیوه های گوناگون ( همینطور زمان اجرای آن )  از ناحیه خداوند  بستگی به خواست خود او و نیز به ا نحاء گوناگون اعمال انسانها دارد .  چنانچه برابر آیات متعدد خداوند در موارد زیادی  به انسانها تا روز موعود ( روز جزا – روز قیامت ) مهلت میدهد و این نشانگر هیچگونه ضعف یا تناقض در صفات خداوند نیست .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرام 

6- سنگسار

شبهه: سنگسار عملي شنيع و نفرت انگيز.....!

پاسخ: واقعيت اينست كه حكم سنگسار مطلقا هيچگونه ارتباطي با قرآن كريم ندارد.

در مواردي در قرآن كريم اين پيامبران و نيكان و مومنين بوده‌اند كه از ناحيه افراد جاهل يا كافر و ظالم تهديد به سنگسارشده ‌اند (شعيب – ابراهيم – نوح – 3 تن از رسولان - اصحاب كهف و موسي عليهم السلام)

لذا بديهيست حكم سنگسار مجرمين از هيچگونه منشاء قرآني برخوردار نيست.

بلكه ميتوان گفت سنگسار از ديدگاه قرآن كريم عملي ظالمانه و مقبوح است چرا كه برابر آيات مذكور (تهديد به سنگسار) منحصرا از ناحيه ظالمين و دشمنان خدا و رسول اعمال ميشده و لا غير.

گفتند: (اي شعيب‏! بسياري از آنچه را مي‏گويي‏، ما نمي‏فهميم‏! و ما تو را در ميان خود، ضعيف مي‏يابيم‏؛ و اگر [بخاطر] قبيله كوچكت نبود، تو را سنگسار مي‏كرديم‏؛ و تو در برابر ما قدرتي نداري (سوره هود آيه ۹۱)

چرا كه اگر آنان از وضع شما (اصحاب كهف) آگاه شوند، سنگسارتان مي‏كنند؛ يا شما را به آيين خويش بازمي‏گردانند؛ و در آن صورت‏، هرگز روي رستگاري را نخواهيد ديد (سوره كهف آيه ۲۰)

گفت‏: (اي ابراهيم‏! آيا تو از معبودهاي من روي گرداني‏؟! اگر (از اين كار) دست برنداري‏، تو را سنگسار مي‏كنم‏! و براي مدّتي طولاني از من دور شو (سوره مريم آيه ۴۶)

گفتند همانا شما (۳ رسول) را به فال بد گرفتيم اگر كوتاه نيائيد هر آينه سنگسارتان كنيم و البتّه رسد شما را از ما شكنجه دردناك (سوره يس ۱۸)

گفتند اگر دست برنداري اي نوح هرآينه بشوي از سنگسار شدگان (سوره شعرا آيه ۱۱۶)

(موسي): و من از شر اينكه سنگسارم كنيد به پروردگار خود و پروردگار شما پناه مي‏برم (سوره دخان آيه ۲۰)

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرام 

7- جن

جن: از خرافه... تا واقعيت

پاسخ: بي ترديد برابر بعضي از آيات قرآن كريم موجوداتي با عنوان جن وجود دارند...

ليكن موضوع جن در قرآن با آنچه كه توسط عوام يا افراد خرافاتي و موهوم باف ويا افراد عوامفريب ويا دروغگو نقل ميشود به كلي متفاوت است...

در باور اينگونه افراد جن‌ها موجوداتي قابل رويت هستند...گاهي در بعضي اماكن مانند حمام‌هاي قديمي يا ساختمان‌هاي متروكه و نظير اينها ديده ميشوند...پاهاي آنها مانند سم چهار پايان است... در جسم حيواناتي نظير سگ و گربه حلول ميكنند... و نظيراينها...

حال آنكه بنا بر آيات مربوطه در قرآن مجيد:

جن‌ها نوعي ازمخلوقات كاملا نامرئي خداوند هستند كه از نوعي آتش خلق شده‌اند. حجر27 – الرحمن15

داراي انواع خوب (تسليم به امر خداوند) يا بد (قاسط - ستمگر) هستند. جن 14

گروهي از آنان اقدام به شيطنت و وسوسه گناه در دل مردمان كرده بسياري از آنان را گمراه ميكنند(مانند انواع ويروس‌هاي نامرئي كه درانواع سيستم‌ها نفوذ كرده وكم و بيش ايجاد اختلال ميكنند) و مومنين از شر اين موجودات وسوسه گرپنهانكاربه خدا پناه ميبرند. انعام128- ناس

داراي توانمندي‌هاي متفاوت هستند...ولي هيچگونه معلومات خاصي از غيب(متافيزيك) ندارند و هر گاه به قصد جمع آوري اطلاعات وارد محدوده متافيزيك شوند ناكام خواهند ماند. نمل39- سبا 12- سبا 14

بعضي انسانها اقدام به برقراري نوعي ارتباط با اين موجودات ميكنند (كه البته اينگونه اقدامات اشتباه و منجر به افزايش سركشي آنها ميشود) جن 6

اين موجودات به هيچ وجه قابل رويت نيستند هر چند بعضا حضور آنها قابل حس ميباشد... (جنانچه شنيده ميشود موجوداتي كه در مجالس احضار روح حضور ميابند و يا احيانا در محيط به شيطنت ميپردازند و يا اقدام به بازگويي بعضي اطلاعات ميكنند در واقع جن‌هايي هستندكه به دروغ خود را به عنوان روح افراد معرفي ميكنند. صافات 158 –احقاف 29

لذا بديهيست موضوع جن در قرآن كريم حاوي هيچگونه مطلب خرافي و موهوم و خيال پردازانه نيست. هر چندعده‌اي روشنفكر مآب جاهل و بي توجه و ظاهر بين، در باره باور مومنين به چنين موجودات واقعي و تاثير گذار(هر چند نامرئي) تمسخر وياوه سرايي‌هاي بسيار نمايند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرام 

8- برده داري

شبهه: موضوع برده داري در قرآن كريم چيست و آيا قرآن برده داري را به رسميت ميشناسد؟

پاسخ: در قرآن كريم حقيقتا موضوعي با عنوان برده و برده داري به مفهوم رايج كلمه مشاهده نميگردد.

آنچه هست قرآن كريم اين واقعيت عيني و طبيعي كه انسانها از حيث استقلال شغلي و مالي و يا كارگري و كارفرمايي و يا مقام ومنصب اجتماعي و... از درجات و جايگاه متفاوتي برخوردار هستند را برسميت ميشناسد. اما اين مطلقا به مفهوم برسميت شناختن برده داري نيست.

برده داري رابطه‌اي غير انساني و ظالمانه است كه طي آن بردگان كالايي تجاري و قابل خريد و فروش هستند. انسانهايي ستمكش و مظلوم كه نه تنها نيروي كارآنان بلكه جان و ناموس و شرف انساني آنان نيز به رايگان در مالكيت تام واختياراربابان زور گو و ظالم و ستمگرست.

پر واضح است كه قرآن كريم هيچگاه چنين رابطه ننگين و غير انساني وظالمانه را برسميت نشناخته است. بلكه آنرا نفي نيز ميكند.

براي نمونه از ديدگاه قرآن هيچ اربابي (غير از خدا) وجود ندارد. و هرگونه ارباب و ارباب گيري كفربوده و نفي گرديده است. (سوره‌هاي مباركه آل عمران 64 و80، توبه 31 ويوسف 39)

ظلم و ستمگري و تجاوز به حقوق وكرامت انساني بندگان خدا جرم و از بدترين گناهان و مستوجب شديد‌ترين عذاب‌هاي الهيست. (آيات متعدد)

و تفاوت نژاد و رنگ و زبان در جوامع انساني فقط بدليل شناسايي آنها از يكديگر است. و ملاك كرامت انسانها نزد خدا تنها پرهيزكار تربودن آنهاست. (سوره‌هاي مباركه حجرات آيه 13 و روم آيه 22)

بنظر ميرسد شبهه وجود برده داري در قرآن مجيد ناشي از وجود كلماتي مانند عِبَاد، عَبْد (در مقابل حُرّ)، رَقَبَة، فِي الرِّقَاب، مَلَكتْ أَيْمَان، أَمَة، إِمَاء، أَسِير و اَسْرَي است.

حال آنكه هيچكدام از اين كلمات به معناي برده نيستند و در بردارنده مفاهيم ديگري مانند افراد وابسته يا غيرمستقل، امر بران، غلامان خانه زاد، خدمتكاران دائمي و (خانه محرم)، دختران خدمتكارخانگي، اسيران يا (اسيران بيگار) و نظاير اينها هستند.

* * * * * * *

نكته: شايد يافتن مفهوم دقيق كلمه أَسِير نيازمند تحقيق بيشتر باشد. اما بنظر ميرسد مراد همان اسيران جنگي هستند. (يا اسيران جنگي كه كه وادار به كار مجاني يا بيگاري { نوعي از بردگي } ميشوند). اين كلمه در 3 آيه از قرآن موجود است...

وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَي حُبِّهِ مِسْكينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا (سوره مباركه انسان آيه 8)

(مومنين) همراه با محبت به مسكيني و فقيري و اسيري غذا ميخورانند.

اي پيامبر به آن اسيران كه در دست شمايند بگو اگر خدا در دلهاي شما خيري بداند به شما بهتر از آنچه از شما گرفته شده بدهد و شما را بيامرزد و خدا آمرزنده مهربان‏ است (سوره مباركه انفال آيه 70)

پيامبري را نسزد (يا نبوده) كه اسيراني داشته باشد تا در زمين كشتار كند شما بهره دنيا را ميخواهيد و خدا آخرت را ميخواهد و خدا عزّتمند حكيم‏ است (سوره مباركه انفال آيه 67)

و نكته جالب توجه در مورد كلمه رقبه (وفي الرقاب) اينكه در تمامي آيات مربوطه خداوند دستور به آزادسازي آنها و نيكويي و محبت و دادن مال به آنها و دادن صدقات به آنها فرموده است (هر چند اين كلمه بمعناي غلام زرخريد يا نوعي برده باشد). سوره‌هاي مباركه نساء آيه 92، مائده 89، مجادله 3، بلد 13، بقره 177 و توبه 60

مِّا مَلَكتْ أَيْمَان (آنچه يمين‌ها مالك است) نيز زناني هستند كه تحت مسئوليت صاحب اختيار خود بسر ميبرند. و دستيابي به مفهوم دقيق تر ميسور نيست و در هر صورت به معناي بردگان زن نيست.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرام 

9- هدايت و ضلالت

شبهه: در آياتي از قرآن كريم ميخوانيم كه هدايت و ضلالت بدست خداست واوست كه هر كس را كه خود بخواهد هدايت و هر كس را كه خود بخواهد گمراه ميكند پس چگونه است كه بندگاني را كه به خواست خود گمراه يا هدايت كرده عذاب ميكند يا به بهشت ميبرد؟؟!!!

پاسخ: با توجه به آيات مربوطه در قرآن كريم در ميابيم كه خداوند چه كساني را گمراه ميكند:

ظالمين (ابراهيم 27)... فاسقين (بقره 26)... منافقين (نسا 88)... مذبذبين (سرگردانان) نساء 143).... كسانيكه آيات خدا را تكذيب كردند (انعام 39).... كسانيكه ايمان نمياورند (انعام 125).... قوم ظالمين (انعام 144).... طغيانگران (اعراف 186).... قوم كافرين (توبه 37).... مشركين نيرنگ باز (رعد 33).... ستمگران (ابراهيم 27).... آنها كه در دلهاشان بيماريست (مدثر 31).

و نيز خداوند چه كساني را هدايت ميكند:

... پس آنكه پيروي كند راهنمائي مرا نه گمراه شود و نه رنج برد (سوره طه آيه 123)

.... هدايت كند بسوي خود هر كه را انابه كرد {بازگشت} (رعد27)

همانا بر تو كتاب را به حقّ براي مردم فرستاديم پس آنكو رهبري شود براي خويش است و آنكه گمراه شود جز اين نيست كه بر خويش گمراه شود و تو بر ايشان وكيل نيستي (يونس 108)

لذا چنانچه مي‌بينيم اينكه خداوند بندگان را به خواست خود هدايت و يا گمراه ميكند مستقيما بستگي به اراده و خواست خود انسانها نيز دارد و با توجه به آيات كريمه شايد بتوان موضوع هدايت و ضلالت را به دو ريسمان، شبيه دانست كه يك طرف آن در اختيار خود بندگان ميباشد.

نوشته شد بر او (شيطان) كه هر كه پيرويش كند همانا گمراهش سازد و رهبريش كند بسوي عذاب سوزان (سوره حج آيه 4)

.... وَيُضِلُّ اللّهُ الظَّالِمِينَ......... و گمراه كند خدا ستمگران را... (ابراهيم 27)

...... وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفَاسِقِينَ.....حالي كه گمراه نمي‏كند بدان مگر فاسقان را (بقره 26)

.... إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ... همانا خدا هدايت نكند گروه ستمكاران را (انعام 144)

...وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ... و خدا هدايت نمي‏كند گروه كافران را (توبه 37)

...وَيُضِلُّ اللّهُ الظَّالِمِينَ وَيَفْعَلُ اللّهُ مَا يَشَاء....و خدا ستمگران را گمراه كند و خدا هر چه خواهد مي‏كند (ابراهيم 27)

....كذَلِك يُضِلُّ اللَّهُ الْكافِرِينَ.... بدينسان خدا كافران را گمراه مي‏كند (غافر 74)

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرام 

10- حجاب

شبهه: حجاب اجباري!؟!

پاسخ: اولا مفهوم كلمه حجاب در قرآن كريم با مفهوم رايج آن بكلي متفاوت است و موضوع حجاب در قرآن كريم مطلقا به مفهوم هر نوع پوشش يا روسري يا چادر يا نظاير اين براي خانمها نيست. و بكار گيري واژه حجاب يا حجاب اسلامي به مفهوم رايج و متداول آن از هيچگونه منشا قرآني برخوردار نيست.

(سوره‌هاي مباركه اعراف آيه 46. اسرا 45. مريم 17. احزاب 53. صاد 32. فصلت 5. شورا 51)

اما صرف نظر از موضوع فوق خداوند در 2 آيه كريمه به زنان مومن ميفرمايد كه پوشش‌هاي خود را بر خود فرو گيرند.. (احزاب 59) و روسري‌هاي خود را بر گريبان‌هاي خود بيندازند (نور ۳۱) و دلايل آنرا نيز ذكر ميفرمايد كه اينكار براي آنكه (بعنوان مومن) شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند بهتر است (احزاب 59)

با توجه به آيات فوق در ميابيم كه مخاطب خداوند در اين آيات كريمه مخاطبيني خاص (زنان مومنين، مومنات) هستند و نيز عدم انتخاب اين نوع پوشش براي عموم خانمها در قرآن كريم جرم محسوب نگشته و مستوجب مجازاتي نيز نميباشد.

هر چند زنان مومن و فهيم خود مفهوم بسيار زيبا و عميق اين فرمايش خداوند مبني بر حفظ پوشش را (با توجه به ذكر دلايل صحيح و منطقي آن در قرآن مجيد) بخوبي درك كرده و آنرا مي ‌پذيرند.

لذا تصويب و اجراي قوانين اجباري حجاب براي عموم خانمها (اعم از مومن يا مسلمان يا غير مسلمان و...) در برخي كشورها متاثر از هنجار‌هاي فرهنگي و يا برگرفته از سنتهاي عربي يا ملي و... بوده و انتصاب اينگونه اعمال به قرآن كريم مستلزم ارائه اسناد و آيات مربوطه از اين كتاب عزيز است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرام 

11- آيات خشونت زا

شبهه: آيات جنايي قرآن (به نقل از سايت ضد اسلامي افشا) سوره احزاب آيه 61 - سوره بقره آيه 191 - سوره مائده آيه 33 - سوره مائده آيه 38 - سوره محمد آيه 4 - سوره نساء آيه 89 - سوره توبه آيه 12 - سوره توبه آيه 123 - سوره توبه آيه 29 - سوره توبه آيه 5

پاسخ: شبهه افكنان مغرض و معاند با جستجوي دقيق در بيش از 6000 آيه از قرآن كريم تنها حدود 10 آيه را يافته و با هياهوي تبليغاتي بسيار سعي ميكنند اين كتاب عزيز را بعنوان كتابي خشونت زا معرفي كنند حال آنكه با اندكي توجه در همين تعداد اندك از آيات نيزبوضوح روشن ميگردد كه موضوع اين آيات تماما دفاعي و در صحنه‌هاي جهاد با كافرين محارب و مهاجم است و لا غير.

به آيات مربوطه توجه فرماييد.

و در راه خدا آنان را كه پيكارتان كنند پيكار كنيد و تجاوز نكنيد كه خدا تجاوزگران را دوست ندارد ۱۹۰ و هر جا كه يابيدشان بكشيدشان و برون كنيدشان بدانسان كه برون كردندتان و آشوب و نيرنگ سخت‏تر است از كشتن و نزد مسجد حرام پيكارشان نكنيد تا پيكارتان كنند در آن پس اگر شما را كشتند ايشان را بكشيد كيفر كافران‏ چنين است (سوره بقره)

همانا پاداش آنان كه با خدا و رسولش بستيزند و راه تبهكاري در زمين پويند آن است كه به سختي كشته شوند يا به دار آويخته شوند يا به سختي بريده شود دستها و پايهاي ايشان از برابر يكديگر يا رانده شوند از زمين اين است براي ايشان خواريي در دنيا و ايشان را است در آخرت عذابي سنگين‏«33 مگر آنان كه توبه كردند پيش از آنكه بر ايشان دست يابيد پس بدانيد كه خداوند است آمرزنده مهربان‏ (سوره مائده)

مگر آنان را كه پيمان بستيد از مشركان پس نكاستند شما را چيزي و پشتيباني نكردند بر شما كسي را پس به پايان رسانيد بديشان پيمانشان را تا سرآمدشان و خدا دوست دارد پرهيزكاران را «4 تا گاهي كه به پايان رسيد ماه‏هاي حرام پس بكشيد مشركان را هركجا بيابيدشان و دستگيرشان كنيد و تنگ بر ايشان گيريد و بنشينيد براي ايشان به هر كمينگاهي پس اگر توبه كردند و بپاي داشتند نماز را و دادند زكات را رها كنيد راه ايشان را همانا خدا است آمرزنده مهربان‏ «5» و اگر يكي از مشركان به تو پناهنده شد پس پناهش ده تا بشنود گفتار خدا را سپس برسانش به مأمن خويش اين بدان است كه آنانند گروهي كه نمي‏دانند «6» (سوره توبه)

و اگر شكستند سوگندهاي خويش را پس از پيمانشان و بد سگاليدند در دين شما پس بكشيد پيشوايان كفر را كه نيست سوگندهائي براي ايشان شايد دست بردارند «12» چرا پيكار نكنيد با قومي كه شكستند سوگندهاي خود را و آهنگ آن كردند كه پيمبر را برون كنند و ايشان آغاز [جنگ‏] كردند با شما نخستين‏بار آيا همي‏ترسيدشان پس خدا سزاوارتر است كه بترسيدش اگر هستيد مؤمنان‏ (سوره توبه)

بكشيد آنان را كه ايمان نيارند به خدا و روز آخر و حرام ندارند آنچه را كه حرام كرده است خدا و رسولش و نمي‏گروند به كيش حقّ از آنان كه داده شدند كتاب را تا جزيه پردازند از دسترنج خود [با دست خود يا به جاي خود] و ايشانند سرافكندگان‏«29 (سوره توبه)

و سزاوار نيست كه مؤمنان همگي رهسپار (جهاد) شوند؛ اما چرا از هر فرقه‏اي از آنان گروهي رهسپار نشوند كه دين‏پژوهي كنند و چون به نزد قومشان باز گشتند ايشان را هشدار دهند تا پروا پيشه كنند؟ 122 اي آنان كه ايمان آورديد پيكار كنيد آنان را كه نزديكند به شما از كافران و بايد بيابند در شما درشتخوئي و بدانيد كه خدا است با پرهيزكاران‏ (سوره توبه)

اگر كوتاه نيايند دورويان و آنان كه در دلهاشان بيماري است و هرزه درآيان در شهر هرآينه بشورانيمت بر آنان تا همسايگيت نكنند در آن مگر اندكي‏ «60» لعن شدگان هر كجا يافت شوند دستگير شوند و سخت كشته شوند كشته‏شدني‏ «61» شيوه خدا در آنان كه گذشتند از پيش و هرگز نيابي شيوه خدا را دگرگوني‏ 62 (سوره احزاب)

دوست داشتند شما نيز مانند ايشان كافر شويد تا با هم همانند گرديد پس نگيريد از ايشان دوستاني تا هجرت كنند در راه خدا و اگر روي گردانيدند بگيريدشان و بكشيدشان هر كجا بيابيدشان و نگيريد از ايشان دوست و نه ياوري‏ «89» مگر آنان كه بپيوندند با گروهي كه ميان شما و ايشان است پيماني يا بيايند شما را حالي كه تنگ آمده باشد سينه‏هاي ايشان از آنكه نبرد كنند با شما يا نبرد كنند با قوم خود و اگر مي‏خواست خدا همانا مسلّط مي‏ساختشان بر شما تا جنگ كنند با شما ولي اگر كناره‏گيري كردند از شما و نبرد نكردند با شما و دست صلح بسوي شما دراز كردند همانا قرار نداده است خدا براي شما بر ايشان راهي«90 (سوره نساء)

پس هر گاه رسيديد بدانان كه كفر ورزيدند پس زدن گردنها تا گاهي كه بخون آغشته سازيدشان پس استوار كنيد بستن را سپس يا منّت نهادني پس از اين و يا فديه گرفتني تا بگذارد جنگ بارهاي خود را اين و اگر مي‏خواست خدا هر آينه پيروزي مي‏جست برايشان و ليكن تا بيازمايد گروهي از شما را به گروهي و آنان كه كشته شدند و در راه خدا گم نكند هرگز كردار ايشان را (سوره محمد)

(در باره موضوع سوره آيه 38 سوره مائده قطع يد سارق جداگانه پاسخ داده شده است)

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرام 

12- آيه 4 سوره مباركه ابراهيم

شبهه: برابر آيه 4 سوره ابراهيم رسولان تنها براي قوم خودشان آمده‌اند نه براي اقوام ديگر!

وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ فَيُضِلُّ اللّهُ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكيمُ

و نفرستاديم فرستاده‏اي جز با زبان قوم خود تا آشكار كند براي ايشان پس گمراه كند خدا هر كه را خواهد و هدايت كند هر كه را خواهد و او است عزتمند حكيم.

پاسخ: اينكه رسولان با زبان قوم خود (يعني با زبان خود) همچنين براي قوم خود سخن بگويند موضوعي كاملا طبيعي است و هيچگونه منافاتي با پيروي ساير اقوام و ملل از آن رسولان ندارد چنانچه همه مشاهير جهان (نظريه پردازان و كاشفين و دانشمندان وفلاسفه و رهبران مكاتب جهاني و...) نيز با زبان خودشان سخن گفته و تنها با جمع محدودي از نزديكان خود ارتباط داشته‌اند ولي ساير اقوام و ملل دنيا با زبان‌هاي گوناگون نيز از انديشه و خدمات آنها بهره گيري و يا پيروي كرده‌اند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرام 

13- دابه الارض

شبهه: در قرآن صحبت ازغول يا اژدهاييست كه ازدرون زمين بيرون خواهد آمد!!!

وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِّنَ الْأَرْضِ تُكلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآيَاتِنَا لَا يُوقِنُونَ (سوره نمل آيه 82)

و هنگامي كه وعده سخن فرا رسد جنبنده‏اي را از زمين برايشان برون آريم با ايشان سخن گويد كه بودند مردم به آيتهاي ما يقين نمي‏آوردند

پاسخ: كلمه دابه مطلقا به معناي غول يا اژدها يا نظير اينها نيست. اين كلمه درچندين آيه ديگر قرآن وجود دارد كه تماما به معني هر گونه جنبنده و ذي حيات اعم ازانسان يا جانوران مي‌باشد (سوره بقره آيه 164_انعام 38 _هود 6 _هود 56 _نحل 49 _نحل 61 _نور 45 _عنكبوت 60 _ لقمان 10 _ سبا 14_ فاطر 45)

به اين آيه توجه كنيد:

و خدا هر جنبنده را از آب آفريد پس از ايشان است آنكه بر شكم خود مي‏رود و از ايشان است آنكه بر دو پا مي‏رود و از ايشان است آنكه بر چهار پا مي‏رود خدا هر چه خواهد بيافريند همانا خدا بر همه چيز توانا است (سوره نور آيه 45)

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرام 

14- آيه 223 سوره مباركه بقره

شبهه: دراين كتاب آمده زنان كشتزار شمايند پس از(ازهر طرف) به كشتزار خود در آييد!!!

پاسخ: به ترجمه دقيق و توضيح آيه توجه كنيد

نِسَآؤُكمْ حَرْثٌ لَّكمْ فَأْتُواْ حَرْثَكمْ أَنَّي شِئْتُمْ وَقَدِّمُواْ لأَنفُسِكمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّكم مُّلاَقُوهُ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ

زنان شما براي شما كشتزارهستند پس كشتزار خود را هرگونه ميخواهيد بياوريد و براي شخص خودتان مقدمه چيني كنيد و تقواي الهي داشته باشيد و بدانيد كه شما او را ملاقات خواهيد كرد پس به مومنين بشارت ده . سوره بقره آيه 223

زنان شما (همسران شما) براي شما كشتزارهستند (رحم آنها محل كشت و باروري نطفه شما وبدنيا آورنده نوزادان شما (محصول كشت شما) و دامن آنها پرورش دهنده كودكان شماست) حال كه اهميت آنان را دانستيد پس اكنون كشتزار خود را هرگونه كه خود ميخواهيد به عمل بياوريد و قبل ازاقدام به آميزش براي شخص خودتان ابتدا مقدمه چيني كنيد و تقواي الهي داشته باشيد و بدانيد كه شما او را ملاقات خواهيد كرد پس به مومنين بشارت ده.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرام 

15 – خرافه

شبهه: در قرآن باخرافاتي بر ميخوريم... آتش براي ابراهيم سرد ميشود... چاقوي تيز گلوي اسماعيل را نميبرد... چشمان نابيناي يعقوب بينا ميگردد... يونس به شكم ماهي ميرود... باد بفرمان سليمان حركت ميكند... موسي و قومش از درون رودخانه عبور ميكنند... عصاي موسي به اژدها تبديل ميشود...عيسي در گهواره سخن ميگويد و نوح از انواع جانوران يك جفت به كشتي مينشاند و...

پاسخ: توجه داشته باشيم كه با اينگونه موارد عموما در درون يكي از قصص قرآني برخورد ميكنيم. ميدانيم كه بخشي از قرآن كريم شامل قصه است (قصه‌هاي حقيقي = پردازش رويدادهاي عهد كهن... بازپروري وقايع تاريخي روزگاران بسيار دور...)

خرافات معتقدات و باورهاي ذهني موهوم و غلط و غير واقعي و بيمارگونه هستند. اما باور به يك قصه با اعتقاد به يك ايده خرافي كاملا متفاوت است. بديهيست باور به اين گونه قصه‌هاي حقيقي و عبرت آموز مطلقا منجر به بروز اعتقادات خرافي نميشود ضمن اينكه هيچكدام از اينگونه موارد نيز براي انسانهاي مومن و فكورغير قابل باورنيستند (هر چند كه باور كردنشان كمي مشكل و دور از ذهن باشد).

همانا وحي فرستاديم به سوي تو چنانكه وحي فرستاديم بسوي نوح و پيمبران پس از او و وحي فرستاديم بسوي ابراهيم و اسماعيل و اسحق و يعقوب و اسباط و عيسي و ايّوب و يونس و هارون و سليمان و داديم به داود زبور را«163» و پيمبراني كه خوانديم قصه شان را بر تو پيش از اين و پيمبراني كه نخوانديم قصه شان را بر تو و سخن گفت خدا با موسي سخن‏گفتني(سوره نسا آيات 163 - 164)

همانا اين است قصه‌هاي حقّ و نيست خدائي جز خدا و همانا خدا است عزتمند حكيم (62) و اگر روي گردانيدند پس خداوند به مفسدين آگاهست(سوره آل عمران آيات ۶۲-۶۳)

همانا بوده است در قصه‌هاي ايشان عبرتي براي خردمندان داستاني دروغ پرداخته نيست و ليكن گواهي آنچه پيش روي او است و تفصيل همه چيز و هدايت و رحمتي براي گروه ايمان‏آورندگان(سوره يوسف آيه ۱۱۱)

ما مي‏خوانيم بر تو بهترين قصه‌ها را بدانچه وحي فرستاديم بسوي تو اين قرآن را و هر چند بوده‏اي پيش از آن از غافلان(سوره يوسف آيه 3)

و اگر مي‏خواستيم هر آينه بالا مي‏برديمش بدانها ليكن او بسوي زمين گرائيد و پيروي كرد هوس خود را پس مثَل او مانند سگ است كه اگر آهنگش كني زبان از كام درآرد و اگر بگذاريش زبان از كام درآرد [فروهلد] اين است مثَل گروهي كه تكذيب نمودند آيتهاي ما را پس بخوان قصه‌ها را شايد انديشه كنند(سوره اعراف آيه 176)

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرام 

16- آيه 34 سوره مباركه نساء

مردان بر زنان ايستادگانند [تكيه گاهند] بدانچه خدا بعضي از ايشان را بر بعضي فضيلت داد و بدانچه از اموال خويش نفقه داده‏اند پس زنان شايسته فروتنانند نگهدارندگان خويشتن در نهان بدانچه خدا نگهداشته است و آنان را كه بيم سركشي‏شان داريد اندرز دهيد و دوري گزينيد از ايشان در بسترها و بزنيدشان پس اگر فرمانبرداري كردند شما را نجوئيد بر ايشان راهي همانا خداوند است برتر بزرگوار (34)و اگر از جدايي و شكاف ميان آن دو [همسر] بيم داشته باشيد، يك داور از خانواده شوهر، و يك داور از خانواده زن انتخاب كنيد [تا به كار آنان رسيدگي كنند]. اگر اين دو داور، تصميم به اصلاح داشته باشند، خداوند به توافق آنها كمك مي‏كند؛ زيرا خداوند، دانا و باخبر است.

 

قرآن كريم در آيات متعدد در باره خوش رفتاري و مهرباني و ملايمت با زنان به مردان دستورات اكيد داده است... زنان را ازهر نوع مسئوليت اقتصادي معاف و مردان را موظف به پرداخت نفقه و مهريه و هديه به زنان گردانيده... از ديدگاه قرآن زن موجودي لطيف و در خور توجه و مراقبت است و خداوند در قرآن در باره حفظ حقوق وكرامت انساني آنها به مردان سفارش اكيد كرده است.

تنها در 1 مورد استثنايي چنانچه همسري گردنكش و ياغي شده و نيز شوهراو از اين سركشي و (عدم حفظ خود در غيبت شوهر) بيم داشته باشد ابتدا شوهر را توصيه به ملايمت و نصيحت همسر ناشزه اش ميكند و اگر اين شيوه موثر واقع نشد اينبار راهكار دوري گزيدن از خوابگاه او را پيشنهاد ميكند واما چنانچه اين راهكار نيز موثر واقع نشد(به احتمال بسيار زياد اجراي اين 2 روش موثر واقع خواهد شد) و زن به رفتار غير طبيعي و خطرناك خود ادامه داد راهكارآخر آنهم فقط براي1 بار به عنوان آخرين اميد (شوك آخر) براي نجات زن (و شوهر) ازين وضعيت نگران كننده پيشنهاد گرديده است چرا كه در ادامه موضوع جدايي و فروپاشي كانون خانواده به شكلي جدي مطرح و اختلاف زوجين از دايره خصوصي خانواده به بيرون كشيده خواهد شد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرام 

17 – سليمان و مورچه ها

شبهه: در قرآن سليمان با مورچه و هدهد گفتگو ميكند علاوه بر خرافي بودن اين روايت به گفته قرآن سليمان تنها زبان مرغان (منطق الطير) را ميدانسته نه مورچگان و ساير جانوران را واين 1 تناقض است (سوره نمل آيات 18 تا 23)

پاسخ: آگاهي انسانها به منطق حيوانات لزوما آگاهي به زبان آنها و گفتگوي زباني با آنها از نوع گفتگوي انسانها با يگديگر نيست چنانچه امروزه هم بسياري از انسانها و حيوانات و حتي اشياء (مانند رباط‌ها وكامپيوترو...)به نوعي زبان همديگر را ميفهمند و توانايي انواع ارتباط حتي فهم دستورات و اجراي خواسته يكديگر را دارند. ضمنا برابر آيات 79 سوره انبيا و15 سوره نمل سليمان علاوه بر آگاهي از منطق مرغان فضيلت‌هاي ديگري مانند علمي خاص يا فهمي فوق العاده نيز داشته است بعلاوه توجه كنيد كه او تنها با هدهد گفتگو داشته و هيچ سخني با مورچه نگفته و فقط سخن مورچه را فهميده است.

 

پس به سليمان فهمانيديم‏ و هر يك را حكمي و دانشي داديم و فرمانبردار ساختيم با داود كوه‏ها را كه تسبيح كنند و مرغان را و بوديم كنندگان‏....انبيا 79

و همانا ارزاني داشتيم به داود و سليمان دانشي و گفتند سپاس خداي را كه برتري داد ما را بر بسياري از بندگان او مؤمنان‏«15» و ارث بُرد سليمان از داود و گفت اي مردم آموخته شديم منطق مرغان را و داده شديم از همه چيز همانا اين است هر آينه فضلي آشكار «16» و گردآورده شد براي سليمان سپاه‏هايش از پري و آدمي و مرغان پس ايشانند بازداشت‏شدگان‏ «17» تا گاهي كه آمدند بر درّه مورچگان گفت مورچه‏اي اي گروه مورچگان درآئيد به نشيمنگاه خويش نبادا پايمالتان كنند سليمان و سپاهيانش و ايشان درنيابند «18» پس لبخندي زد خندان از گفتارش و گفت پروردگارا توفيقم ده كه سپاسگزارم نعمتت را كه ارزاني داشتي بر من و بر پدر و مادرم و آنكه شايسته‏اي كنم كه تو را پسند آيد و درآور مرا به رحمت خود در بندگان شايسته خويش

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرام 

18 - جنسيت جنين

شبهه: در قرآن ميخوانيم كه تنها خدا از نوع جنسيت جنين اطلاع دارد حال آنكه امروزه انسانها نيز براحتي از نوع جنسيت جنين قبل از تولد مطلع ميگردند.

پاسخ: توجه داشته باشيم كه دراين آيات موضوع اطلاع از نوع جنسيت جنين تنها در انحصار خداوند نيست بعلاوه معلومات خداوند دراين باره فراتر از علم به پسر يا دختر بودن جنين انسانهاست و شامل بر آگاهي بر آينده آنها و نيز محل وفات آنها نيز ميگردد.

خدا آنچه هر ماده‏اي بارور شود مي‌داند و آنچه رحمها فروبرند و آنچه بيفزايند و هر چيزي نزد او به اندازه است سوره رعد آيه ۸

همانا خدا علم ساعت نزد او است و باران را فرود آورد و آنچه را در رحمها است مي‌داند و كسي نداند فردا چه چيز فراهم مي‏آورد و كسي نداند به كدام زمين مي‏ميرد همانا خدا داناي آگاه است سوره لقمان آيه ۳۴

 -----------------------------------------------------------

19 - شهادت یک مرد و دو زن

 

با توجه به آیه 282 سوره مبارکه بقره، بنظر میرسد که موضوع انتخاب یک مرد و دو زن به عنوان شاهد تنها مربوط به زمان انجام معامله است . اما در زمان ادای شهادت گواهی یک مرد و یک زن کافیست و نیازی به حضور هر دو زن نمی باشد.

توجه فرمایید :

و اگر بدهکار سفیه یا ضعیف و یا بیسواد بود پس سرپرست او عادلانه امضا کند و دو نفر گواه از مردانتان را به شهادت بگیرید . و اگر دو مرد نباشند پس یک مرد و دو زن از میان گواهانی که راضی هستید تا اگر یکی از آنها از یاد برد دیگری یاد آوری کند.  

چنانچه ملاحظه میشود خداوند دلیل بر گرفتن دو شاهد زن را تنها احتمال فراموشی یکی از آنها میداند.*

 بنابر این شاید بتوان گفت چنانچه هر دو زن موضوع مورد گواهی را فراموش نکرده باشند، آنگاه حضور یکی از زنان برای ادای شهادت کافیست و نیازی به حضور هر دو آنها نمی باشد.

لذا با توجه به نکته فوق و نیز با توجه به ذکر دلیل در آیه، این گفته که قرآن ارزش شهادت یک مرد را برابر با دو زن دانسته است گفته ای ناصحیح و ناشی از عدم دقت کافی در آیه کریمه می باشد .

* احتمال فراموشی مقطعی زنان در اینگونه موارد بدلیل قرار گرفتن آنها در وضعیت های خاص زنانه احتمالی منطقی و طبیعی است و در هر حال، چنین احتمالی جهت حفظ منافع صاحب حق، در آیه لحاظ گردیده است.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرام 

پاسخ به شبهات قرآني

 

1- بال فرشتگان

2- تعدد زوجات

3- قطع دست سارق

4 - برتري بني اسراييل

5- مكر خدا

6- سنگسار

7- جن

8- برده داري

9- هدايت و ضلالت

10- حجاب

11- آيات خشونت زا

12- آيه 4 سوره مباركه ابراهيم

13- دابه الارض

14- آيه 223 سوره مباركه بقره

15 – خرافه

16- آيه 34 سوره مباركه نساء

17 – سليمان و مورچه ها

18 - جنسيت جنين

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرام  |